پشت ویترین موزه‌ها، روایتی نادیدنی از میراث فرهنگی ناملموس

درسا دزفولیان، دانشجوی دکترای گردشگری دانشگاه سویا اسپانیا، مدرس دانشگاه و پژوهشگر گردشگری فرهنگی در یادداشتی نوشت: وقتی صحبت از موزه به میان می‌آید، همگی ویترین‌هایی پر از آثار و اشیای قدیمی را تصور می‌کنیم؛ ظروف، لباس‌ها، ابزار و آثار هنری. هریک این اشیا، در سکوت داستانی را روایت می‌کند. اما آنچه ما امروزه در موزه‌ها می‌بینیم تمام چیزی نیست که از گذشتگان ما به ما رسیده‌است. پشت هر شی، داستانی وجود دارد؛ روایتی از کسانی که آن‌را ساخته‌اند، دانش و مهارتی که برای ساختش نیاز بوده‌است، رسومات و آیین‌های مرتبط به ساخت و استفاده از آن، مردمی که از آن استفاده کرده‌اند و قصه‌ای که نسل به نسل بازگو شده‌است.«میراث فرهنگی ناملموس» همان داستانی‌است که اغلب با دیدن اشیا در موزه‌ها شنیده نمی‌شود. 

میراث فرهنگی ناملموس برخلاف ابنیه‌ی تاریخی یا اشیای داخل موزه‌ها، اغلب ملموس و قابل دیدن نیستند؛ همان میراث زنده و پویایی می‌باشند که در قالب سنت‌ها، مهارت‌ها، آیین‌ها، جشن‌ها، رسومات، و دانش بومی از زندگی جوامع محلی در زندگی مردم جریان دارد. سازمان یونسکو از سال ۱۹۷۲ برای بازشناسی و حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس در تلاش بوده است و سرانجام در کنوانسیون ۲۰۰۳ پس از ارائه و تصویب توضیحات کامل درمورد مفهوم میراث ناملموس و شاخص‌های دسته‌بندی آن، برنامه‌های متعددی برای حفاظت و پاسداری، و انتقال صحیح این میراث زنده به کمک کشورهای مختلف دنیا تدوین نموده‌است. 
روایت‌های شفاهی، هنرهای اجرایی، آیین‌ها و جشن‌ها، دانش مرتبط با طبیعت و جهان و مهارت‌های مربوط به صنایع‌دستی سنتی، طبق یونسکو از جمله حوزه‌هایی هستند که در چارچوب میراث فرهنگی ناملموس قرار می‌گیرند. بنابراین، میراث فرهنگی ناملموس بیش از آنکه «چیزی از گذشته» باشد، بخشی از «زندگی امروز» است.

اهمیت درک این موضوعات زمانی مشخص می‌شود که وارد مفهوم گردشگری فرهنگی شویم؛ زمانی گردشگری فرهنگی از حالت یک بازدید ساده فراتر می‌رود که گردشگر فقط با یک اثر تاریخی مواجه نشود، بلکه از طریقی بتواند روایت صحیحی از آنچه بر او گذشته را تجربه کند. روش ساخت آن را ببیند، بداند چه کسی و چگونه آن‌را ساخته است، چه روایات و داستان‌هایی درباره‌ی آن وجود دارد، معنای وجودی آن‌را درک کند، و بداند چه جایگاهی در جوامع گذشته و امروزی دارد. در واقع گردشگر در تمام مراحل شاهد به وجود آمدن آن شی تا رسیدن آن به موزه‌ی مورد بازدید خواهد بود و این بازدید به یک تجربه‌ی غنی فرهنگی بدل می‌شود نه یک بازدید منفعل. در چنین شرایطی، موزه دیگر فقط محل نگهداری یک شی نیست؛ به فضایی برای فهم یک فرهنگ تبدیل می‌شود.

موزه‌ها در طول تاریخ بیشتر با جمع‌آوری، حفاظت، پژوهش و نمایش اشیای ارزشمند شناخته شده‌اند. اما نگاه امروز به موزه، بسیار گسترده‌تر از این کارکرد سنتی است. در تعریف شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM)، میراث ملموس و ناملموس هر دو در حوزه فعالیت موزه قرار گرفته‌اند و مفاهیمی مانند تنوع فرهنگی، پایداری، مشارکت جوامع، آموزش و انتقال بین‌نسلی نیز اهمیت مضاعفی پیدا کرده‌اند. 

سوالی که این روزها در موزه و موزه‌داری بیشتر اهمیت پیدا می‌کند، این خواهد بود که آیا فقط حفاظت از اشیا و آثار از نابودی و آسیب کافیست یا می‌بایست برای فهم و درک عمیق‌تر معنایی که در پس این اشیا برای انسان وجود داشته را هم شناسایی کنیم؟

این تغییر دیدگاه، جایگاه میراث فرهنگی ناملموس در موزه‌ها را پررنگ‌تر می‌کند. یک اثر تاریخی بدون زمینه‌ی فرهنگی تنها یک شی تاریخی یا زیباست، اما وقتی روایت، باور، مهارت و سبک زندگی مرتبط با آن بازشناسایی شود، به المانی زنده و پویا از فرهنگ تبدیل می‌شود. به همین منوال، موزه‌ها می‌توانند به جای اینکه مکانی برای نمایش صرف گذشته باشند، به محلی برای کشف شیوه‌های زندگی، روابط اجتماعی، آیین و رسومات سنتی، و داستان و روایت‌هایی باشد که کمتر در کتب و منابع مکتوب تاریخی خوانده باشیم. 

از مهم‌ترین تغییرات در روندهای گردشگری فرهنگی، معطوف شدن توجهات جوامع به بعد تجربه‌ی اصیل فرهنگی می‌باشد. امروزه گردشگران نمی‌خواهند فقط بدانند که یک اثر کی پدید آمده است یا متعلق به کدام دوره‌ی تاریخی می‌باشد، بلکه می‌خواهند با آن فرهنگ و مبدا ارتباط واقعی و عمیق‌تری پیدا کنند. در اینجا، میراث فرهنگی ناملموس می‌تواند برای ارتقای تجربه‌ی فرهنگی در موزه‌ها حائز اهمیت شمرده شود. 

تصور کنید در زمان نمایش یک اثر یا صنایع دستی قدیمی، هنرمندی از روش سنتی ساخت آن برای شما توضیح بدهند و فرصت دیدن یا تجربه‌ی عملی ساخت آن برای شما فراهم شود. یا در کنار دیدن یک لباس سنتی روایتی از مراحل تولید مواد اولیه‌ی مورد نیاز آن، چگونگی درست کردن و پوشیدن آن، استفاده‌های به خصوص آن و آیین‌ها و رسوماتی که از سر گذرانده نیز به شما نشان داده‌شود. یا در زمان شناختن یک آیین سنتی، افراد محلی و حاملان این میراث، داستان‌ها و روایت‌های شخصی خودشان را با بازآفرینی آن رویداد برای شما تعریف کنند. در چنین تجربه‌ای، فاصله میان «شیء موزه‌ای» و «زندگی واقعی» کمتر می‌شود. موزه می‌تواند گذشته را از حالت ایستا خارج کند و آن را به تجربه‌ای قابل فهم و معنادار برای مخاطب تبدیل کند. پژوهش‌های پیشین در این حوزه‌ها نیز بر پتانسیل و ظرفیت آموزش از طریق موزه‌ها، کارگاه‌های آموزشی جمعی، روایتگری میراث و مشارکت با حاملان میراث فرهنگی ناملموس تاکید داشته‌اند.

زنده نگه‌داشتن میراث ناملموس بدون مشارکت و حضور افرادی که آن را زندگی کرده‌اند تقریبا ناممکن است. میراث ناملموس در حاظه جمعی انسان‌ها جریان دارد و روابط میان نسل‌ها را پایه گذاری می‌کند. بنابراین حفاظت، پاسداری، یادگیری و انتقال میراث ناملموس در موزه‌ها تنها از طریق اشیا و اسناد قابل انجام نیست و نمی‌توان آیین، سنت‌ها و مهارت‌ها را با نادیده گرفتن حاملان آن و جوامع محلی معرفی و بازشناسی کرد. 

مشارکت و همراهی جوامع محلی تاثیر بسزایی در شناسایی، مستندسازی، حفاظت، تفسیر، و نمایش واقعی عناصر میراث ناملموس دارد. تنها آنان هستند که می‌توانند معنای واقعی یک عنصر را بازگو کنند، یک مهارت اصیل را به ما بیاموزند، نوای یک ساز را به ما بشناسانند، و اهمیت یک شی را به ما بفهمانند. این مشارکت جوامع محلی بر تجربه‌ی گردشگر فرهنگی از مقصد و فرهنگ اصیل و نمایشی نشده نیز از تاثیر و اهمیت بالایی برخوردار است. 

یکی از مهمترین تهدیدها در مورد میراث ناملموس فرهنگی همواره تبدیل شدن این میراث به یک نمایش گردشگری است. اگر یک رویداد سنتی یا آیین فرهنگی صرفا برای خوشایند گردشگران بازسازی یا برگزار شود، و ارتباط آن با جامعه محلی، معنا و زمینه‌ی فرهنگی اصلی‌اش از بین برود، ممکن است میراث فرهنگی ناملموس از یک پدیده‌ی پویا و زنده به یک کالا و نمایش تبدیل شود. ازین رو فعالیت و همکاری مداوم جوامع محلی مرتبط با میراث ناملموس برای جلوگیری از تخریب و تحریف این عناصر همواره موردی ضروری می‌باشد. 

حضور گسترده‌ی فناوری‌های دیجیتال، فرصت تازه‌ای برای موزه و موزه‌داران ایجاد کرده است، تا با به کار گیری آن‌ها، درب‌های جدیدی به روی مخاطبین موزه بگشایند. امروزه مستندسازی دیگر محدود به ثبت مشخصات آثار نمی‌باشد. می‌توان از ابتدای فرایند تهیه و تولید مواد اولیه، پروسه‌ی ساخت اشیا، مهارت‌ها، روایات، کاربردها و تغییرات تاریخی مرتبط با اثر را نیز ثبت کرده و در اختیار بازدیدکنندگان قرارداد. 

وجود و گسترش این امکانات بالاخص برای آثار و میراثی که اماکن دسترسی به اطلاعات صحیح و دقیق در مورد آن‌ها محدود شده، یا در خطر فراموشی هستند از اهمیت به سزایی برخوردار است. ثبت دیجیتال میراث فرهنگی ناملموس میتواند مسیر انتقال فرهنگی بین نسلی را هموارتر و روشن‌تر کرده و از صحت روایات اطمینان به عمل آید. همچنین دسترسی به این گنجینه‌های فرهنگی در سطوح گسترده‌تری فراهم خواهد آمد. 

البته باید خاطر نشان کرد که بازشناسی میراث ناملموس به همین مرحله ختم نمی‌شود؛ چراکه اگر مستند سازی دیجیتال نیز همان مسیر صرفا ثبتی را در پیش بگیرد، همان رویکرد سنتی تکرار شده و میراث زنده به مجموعه‌ای از اطلاعات ایستا تبدیل شده و ظرفیت خود را از دست می‌دهد. هدف ما، ایجاد ارتباط میان اطلاعات، روایت، فرهنگ و تجربه می‌باشد. 

موزه‌های آینده احتمالا بیشتر حول این موضوع خواهند چرخید که چطور پلی ایجاد کنند میان حفاظت از اشیا و ادراک و تجربه‌ی واقعی از فرهنگ. در اینجا ویترین موزه‌ها، دریچه‌ای به میراث زنده و قابل تجربه است، نه پایان مسیر و روایت اشیای تاریخی. بازدیدکننده دیگر تنها از کنار ویترین‌ها عبور نمی‌کند؛ او با روایت‌ها، صداها، مهارت‌ها، خاطرات و معناهای پشت اشیا مواجه می‌شود.

در نهایت، ارزش موزه تنها در این نیست که بتواند چیزی را از گذشته حفظ کند. ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که بتواند میان گذشته و انسان امروز ارتباط برقرار کند؛ میان شیء و داستان، میان میراث و جامعه، و میان دانشی که از نسل‌های گذشته آمده و نسلی که قرار است آن را ادامه دهد.

شاید زین پس مهم‌ترین پرسش ما در زمان بازدید از موزه‌ها تاریخ پدید آمدن اشیا نباشد، بلکه «فهم داستانی که در پس اشیا جریان دارد» باشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070200147
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha